یکی از منازل سلوکی که مورد تأکید است منزل «ریاضت» است.

چکیده
«وصول به حقیقت» با «ریاضت» و پالایش درون، هدف سالکان و عارفان به پروردگار در روش تصوّف و عرفان اسلامی به حساب می آید. یکی از منازل سلوکی که مورد تأکید است منزل «ریاضت» است.
تعداد کلمات: 1443/ تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه.
 
نویسنده: حمید حنائی نژاد
کارشناسی ارشد تصوف و عرفان اسلامی

روح انسان در دنیا دچار آلودگی و لغزش از مسیر عبودیت می شود که برای ازبین بردن آلودگی های روحی راهکارها و اندیشه هایی که بیشتر منسوب به علم عرفان می باشد و یا از ناحیه عالمان اخلاق معرفی می شود بیان شده است؛ هر چند «کشف حقیقت» برای انسان رونده به سوی خدا در طول زندگی بسیار مهم و ارزشمند است، اما «وصول به حقیقت» با «ریاضت» و پالایش درون، هدف سالکان و عارفان به پروردگار در روش تصوّف و عرفان اسلامی به حساب می آید. یکی از منازل سلوکی که مورد تأکید است منزل «ریاضت» است؛ در رهیافت موجود ضمن ارج نهادن به تمامی علوم اسلامی خصوصا علم توحید و عرفان اسلامی؛ با طرح اشاراتی از بزرگان و محققان علوم الهی به روش سلوکی عارفانه و عبادت عاشقانه با محوریت «ریاضت»، به درمان «سرکشیهای نفس» و «تلطیف روح» بوسیله ریاضت پرداخته شده است. 
 

خداوند متعال در قرآن در خصوص «ریاضت» با استعمال کلمه «جهاد» می فرماید: «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» [1] .

خداوند متعال در قرآن در خصوص «ریاضت» با استعمال کلمه «جهاد» می فرماید: " وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ".می توان گفت خداوند متعال در قرآن در خصوص «ریاضت» با استعمال کلمه «جهاد» می فرماید: " وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ" کلمه" جاهدوا" از ماده" جهد" است، و" جهد" به معناى وسع و طاقت است، و" مجاهدة" به معناى به کار بردن آخرین حد وسع و قدرت در دفع دشمن است، و جهاد بر سه قسم است، جهاد با دشمن ظاهرى، و جهاد با شیطان، و «جهاد نفس». راغب این طور گفته‌. و معناى‌" جاهَدُوا فِینا" این است که جهادشان همواره در راه ما است، و این تعبیر کنایه از این است که: جهادشان در امورى است که متعلق به خداى تعالى است، چه جهاد در راه عقیده باشد، و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خدا است هیچ عاملى ایشان را از ایمان به خدا و اطاعت اوامر و نواحى او بازنمى‌ دارد.(طباطبائی، موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، 1378ش، ج16، ص 227).
 

عارف براى این عبادت مى‌ کند که به نفس‌ خود ریاضت‌ دهد؛ و قواى نفسانى خود را تابع رغبت عرفانى خود کند و آمادگى بیشترى براى توجه به حق پیدا کند.

استاد شهید مطهری (ره): زهد و عبادت غیر عارف با زهد و عبادت عارف از لحاظ پیکر و قالب و ظاهر یکى است، لیکن از لحاظ روح و معنى و لبّ متفاوت است‌.هدف غیر عارف از عبادت کسب اجر و مزد است، پس عنوان عملگى و مزدورى به خود مى‌ گیرد؛ در دنیا عمل مى‌ کند که در آخرت مزد بگیرد. امّا عارف که عبادت مى ‌کند براى این است که به نفس‌ خود ریاضت‌ دهد و قواى نفسانى خود را تابع رغبت عرفانى خود کند و آمادگى بیشترى براى توجه به حق پیدا کند؛ یعنى عبادت عارف نوعى تأدیب و تربیت نفس است براى منظور و هدفى عالى. عبادت عبارت است از مواظبت بر برخى از اعمال که از ناحیه شارع دستور رسیده است؛ چیزى که هست، هدف عارف با غیر عارف از این اعمال متفاوت است. (مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری (درسهاى اشارات، نجات، الهیات«شفا»)، 1377ش، ج7، ص 116).
 

ریاضت براى تحصیل سه هدف است: 

ریاضت براى تحصیل سه هدف است: اول: دور کردن موانع که در اصطلاح «تزکیه» نامیده مى‌ شود؛ دوم: انسان ازآن‌ جهت که ترکیبى از عقل و شهوت است، ‌ براى اینکه بتواند به سوى بالا سفر کند باید کارى کند که جنبه سفلى نفس که «نفس امّاره» نامیده مى‌ شود مطیع وى گردد؛ سوم: لطیف کردن و رقیق کردن روح است تا آماده قبول تجلیّات بشود.شیخ [بوعلی سینا] پس از آنکه از ذکر اولین مرحله سیر و سفر عارفان [اراده] فارغ شد به مرحله بعد مى ‌پردازد و شک نیست که مرکبى که این راه را طى مى ‌کند جز «نفس عارف» چیزى نیست. در اینجا از یک نظر مسافر و مسافت و به عبارت دیگر سالک و مسلوک فیه یکى است و از نظرى باریک و دقیق مقصد نیز بیرون از آن دو نمى ‌باشد. به هر حال سالک ازآن‌ جهت که رونده است و با پاى خود باید این راه را طى کند لازم است خود را آماده کند. نام این آمادگى «ریاضت» است. ریاضت براى تحصیل سه هدف است: اول: دور کردن موانع و شواغل که در اصطلاح «تزکیه» یا «تخلیه» نامیده مى‌ شود؛ یعنى باید کوشش کرد و آنچه از غیر خدا دل را پر کرده است از دل بیرون کرد؛ دوم: انسان ازآن‌ جهت که ترکیبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه کشمکش قواى سفلى و علوى است، ‌ براى اینکه بتواند بدون مزاحم به سوى بالا سفر کند باید کارى کند که جنبه سفلى نفس که «نفس امّاره» نامیده مى‌ شود مطیع و تسلیم جنبه علوى و عقلى وى گردد که «نفس مطمئنّه» نامیده مى ‌شود و اگر نه، دائما در حال کشمکش و رفتن و بازگشتن و ترقّى و سقوط خواهد بود. سوم: لطیف کردن و رقیق کردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلیّاتى بشود.(همان، صص 128-129 با تلخیص).
 

منظور از «ریاضت نفس»؛ اعمال مرتاضان و بعضى از صوفیان منحرف که دست به اعمال خشونت‌ بار نسبت به خویشتن بزنند و مجازاتهاى خطرناک و ابلهانه ‌اى نسبت به خود انجام می دهند نیست!!.

مراقبه و سپس محاسبه در صورتى اثر قاطع دارد، که مسأله «معاقبه» [ریاضت دادن نفس] و کیفرهاى مناسب، نسبت به نفس امّاره و هوى‌ و هوسهاى سرکش را در پى داشته باشد و گرنه تأثیر آن بسیار ضعیف خواهد بود. ولى این به آن معنى نیست که اعمال مرتاضان و بعضى از صوفیان منحرف را امضا کنیم، و بر داستانهایى که نمونه آن در پاره‌ اى از کلمات «غزّالى» در «احیاء العلوم» آمده است صحّه بگذاریم که مثلًا انسان براى ریاضت‌ نفس‌ یا جبران خطاهایى که از او سرزده، دست به اعمال خشونت‌ بار نسبت به خویشتن بزند و مجازاتهاى خطرناک و ابلهانه‌ اى نسبت به خود انجام دهد، بلکه منظور از «معاقبه» کارهایى، مانند روزه گرفتن، تعطیل کردن برنامه‌ هایى که در معرض هوى‌ و هوس [هستند] است‌.(مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، 1377ش، ج1، ص 265 با اندکی تلخیص و تصرّف).

 

‌«ریاضت» بدون مدد حق مؤثر نیست.

ریاضت‌ و سعى و کوشش براى حاجت و نیازمندى است که شخص مرتاض با گرسنگى و عبادت و مالش نفس‌ عادت مى‌ کند تا عجز او بر خودش ثابت گردد و بداند که در هر حال از حق تعالى مستغنى نیست بلکه در توفیق طاعات و کوشش و ریاضت‌ محتاج است بر امداد فیض وجود و توفیق و نفس‌ ریاضت بدون مدد حق مؤثر نیست.المجاهدةُ افتقارٌ؛ یعنى ریاضت‌ و سعى و کوشش براى حاجت و نیازمندى است که شخص مرتاض با گرسنگى و عبادت و مالش نفس‌ عادت مى‌ کند تا عجز او بر خودش ثابت گردد و بداند که در هر حال از حق تعالى مستغنى نیست بلکه در توفیق طاعات و کوشش و ریاضت‌ محتاج است بر امداد فیض وجود و توفیق و نفس‌ ریاضت بدون مدد حق مؤثر نیست در حالات و مقامات بلکه فقط از عادات طبیعیه و نفسانیه فقیر و نادار مى‌ شود و احتیاج بعنایت ربانیه را ثابت مى‌ کند و بمضمون‌ «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» با ریاضت طالب هدایت بر اعمال ظاهره است و سلب انانیت بجهة ریاضت افتقار است و عجز بندگى‌.(بابا طاهر عریان/ سید علی همدانی/ خواجه عبدالله انصاری، مقامات عارفان، 1370ش، ج1، ص 14).
 

ریاضت‌ سه درجه دارد.

ریاضت‌ سه درجه دارد: 1- ریاضت عام: که به‌ وسیله علم اکتسابى بتهذیب اخلاق بپردازد و اعمال را با اخلاص صفا بدهد و از ریا و شرک بپرهیزد. 2- ریاضت خاص و آن این است که جز خدا به چیزى توجه نکند و بحضور خود بکوشد و دانش و اعمال خود را در مقابل خدا ناچیز پندارد. 3- ریاضت خاص الخاص که از مقام معرفت اسماء و صفات بمقام تجلى احدیت ذات ترقى کند و ظهور (کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ) را در موجودات ببیند.(همان، ج1، ص 209 با اندکی تلخیص).
 

هر کس امروز با آب «ریاضت»‌ آتش شهوت را بنشاند، فردا با آب رحمت و نور معرفت آتش عقوبت را بنشاند!.

بدانکه در دنیا هر نفسى را آتشى است که آن را آتش شهوت گویند، و در عقبى آتشى است که آن را آتش عقوبت گویند. هر که امروز بآتش شهوت سوخته گردد، فردا بآتش عقوبت رسد لا محاله، و هر که امروز بآب ریاضت‌ و مجاهدت آتش شهوت را بنشاند، فردا بآب رحمت و نور معرفت آتش عقوبت را بنشاند.(میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرار و عدة الأبرار، 1371ش، ج10، ص 376).
 

پی نوشت:
[1]. عنکبوت: 69.

منابع:
1 - طباطبائی، موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ یازدهم، 1378ش.
2 - مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تهران – قم، انتشارات صدرا، چاپ هشتم، 1377ش.
3 - مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ایران، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، چاپ اول، 1377ش.
4 - بابا طاهر عریان/ سید علی همدانی/ خواجه عبدالله انصاری، مقامات عارفان، ایران، تهران، کتابخانه مستوفی، چاپ دوم، 1370ش.
5 - میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرار و عدة الأبرار، اییران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، 1371ش.